گروهى از نويسندگان

مرآت المحققين شبسترى 57

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

آب نهيم قرار نمىگيرد و در ته آب مىرود و از عقل كل تا كره خاك اين مجموع بطريق مبدا است و از خاك تا به انسان يعنى معادن و نبات و حيوان اين طريق معاد است پس نور الهى و فيض سبحانى از عالم ارواح يعنى عالم عقول بنفوس و از نفوس به افلاك فايض مىگردد تا به كره ارض يعنى زمين و بعد از آن رجوع مىكند بطريق معادن و نبات و حيوان و انسان و بر اين مقامات گذشته به حضرت الهى منتقل مىگردد و همان نور باشد كه از آن مقام آمده باشد و باز بمقام اول رفته كقوله تعالى كُلٌّ إِلَيْنا راجِعُونَ و قوله تعالى يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً و قوله كل شيء يرجع الى اصله و باشد كه كره آتش بتدريج و مرور ايام اندك‌اندك صورت آب گيرد و آب بتدريج صورت خاك گيرد و خاك بتدريج صورت آتش گيرد بدين‌طريق عناصر اربعه از صورتى به صورتى نقل مىكند تا باز به صورت اصلى خود روند و اين صورت تبديل عناصر را استحاله خوانند و بدانكه طبيعت آتش گرم و خشك است و طبيعت هوا گرم و تر است و آب سرد و تر است و خاك سرد و خشك است پس آتش و هوا در گرمى يكى باشد و هوا با آب در ترى يكى باشد